Yalda Abbasî – Fatime

Ez le(li) çiyêk lê tu le(li) çiyêk
Her yêk je(ji) me lê gulê giyêk
Ser dayninî em le(li) balgiyêk, Fatime can
من در یک کوهستان و تو در یک کوهستان دیگر هستی
هر کدام از ما گل یک نوع گیاه است (از یکدیگر دور و جدا هستیم)
اما بیا تا بر یک بالشت سر بنهیم (بیا تلاش کرده و به یکدیگر برسیم)، ای فاطمه جان

Mere(neçe) avê lê kanî lay ye
Av ku lay ye lê nawi(nabe) çay ye
Arê min û te bû çiya ye, Fatime can
آب چشمه گل و لای است، به سراغ آب نرو
با آب گل و لای نمی‌شود چای گذاشت
میانه‌ی من و تو مانند یک کوهستان (مانع بزرگ) شده است، ای فاطمه جان

Fatime mezin e
Dest we(bi) bazin e
Fatimê mexwazin(mexwezin) ew yara min e, Fatime can
فاطمه بزرگوار است
بر دست‌هایش النگو دارد
کسی هوس خواستن او را نکند چرا که او یار من است، ای فاطمه جان

Mala nata(nehata) lê min nediya(nedîta)
Direng nata(nehata) lê zû neçûya
Çavên minî lê ma we(bi) dûya, Fatime can
ای کاش نمی‌آمد و من نمی‌دیدمش
ای کاش دیر می‌آمد و زود می‌رفت
هنوز هم چشمان من در پی اوست، ای فاطمه جان

Fatime le(li) Erkê
Birno le(li) terkê
Mala xwe danî we(bi) gepên xelkê, Fatime can
فاطمه در ارک هست
تفنگ برنو بر ترک او است
او به حرف و حدیث مردم خانه‌ی خود را رها کرد، ای فاطمه جان

Çiyay ser me lê pirr we(bi) Merx e
Kirme mere lê dame(dadime) berxe 
Dest davême lê Xwadê  ser xwe, Fatime can
کوهستان بالاسر ما مرخ‌های(۱) زیادی دارد
مرا همچو علف خشک به بره دادند
خدایا دست بر سر خود می‌زنم، ای فاطمه جان
❗️1- مرخ یا همان ارس درختی است که در مناطق شمال خراسان بسیار می‌روید و مانند کاج تمامی طول سال سبز بوده و عمر طولانی تا بیش از هزار سال دارد.

Nivîs û werger: #Aras